معرفی فلاسفه گيلبرت رايل

بوک شهر

1403/1/18

30 بازدید

0489690495

گيلبرت رايل

1976- 1900 ¡ انگليسي

گيلبرت رايل بيشتر عمرش را در دانشگاه آكسفورد گذراند و به واسطه‌ي كتابش با نام «مفهوم ذهن» به شهرت رسيد. اين كتاب رديه‌اي بر دوگانه‌ي ذهن- بدن بود. رايل اين دوگانگي را «اصل جزميِ شبح در ماشين» مي‌ناميد.

گیلبرت متولد برایتون در ساسکسِ انگلستان و نمونه‌ی کامل فردی تربیت شده در طبقه‌ی متوسط آزادی‌خواه انگلیسی بود. پدرش )یک پزشک خانواده) علایقی روشنفکرانه داشت و چند تن از نُه خواهر و برادرش دارای مشاغلی تراز اول بودند. رایل در مدرسه‌ی خصوصی کالج برایتون تحصیل کرد و سپس برای تحصیل در رشته‌ی ادبیات کلاسیک به کالج کوئینز آکسفورد رفت؛ اما خیلی زود به مطالعه‌ی فلسفه علاقه نشان داد. در سال ۱۹۲۴ فارغ‌التحصیل و پس از آن مشغول تدریس در کالج کرایست چرچ آکسفورد شد.

در جهانی که علم بر آن چیره شده بود، جایگاهی برای فلسفه می‌جست و سعی داشت بدون تقدیس «متفکران بزرگ» گذشته، به این هدف برسد. او نیز همانند معاصرش لودویگ ویتگنشتاین به چگونگی کاربرد زبان و فهم جهان توسط مردم معمولی علاقه داشت. او درصدد آن بود تا گزارشی در مورد تجارب روزمره - اما با سطحی بالاتر - ارایه دهد تا بدین طریق «نظریه‌ای درباره‌ی اعمال روزمره و نقشه‌ای از مسیرهای روزانه‌مان» تهیه کند (رايل معتقد به مفهومی تحت عنوان « جغرافیای منطقی» بود؛ بدین‌معنا که فلاسفه را جغرافی‌دانانی می‌دانست که نقشه‌ای کلی از آن‌چه ما هر روزه انجام می‌دهیم، ترسیم می‌کنند). او همچنین باور داشت که فلسفه می‌تواند از اشتباهاتی که متخصصان (مثلاً دانشمندان) به دلیل تفکر غیر شفافشان مرتکب می‌شوند، جلوگیری کند.

در طول جنگ جهانی دوم در سازمان اطلاعات ارتش کار می‌کرد و پس از جنگ به استادی دانشگاه آکسفورد در کالج مگدالن و سردبیری نشریه‌ی تأثیرگذار «ذهن» رسید.

 

تفکر شفاف

کتاب «مفهوم ذهن» در سال ۱۹۴۹ منتشر شد و رایل را به شهرت رساند. در این کتابِ قابل فهم و هوشمندانه، از اصطلاحات فنی و نشانه‌گذاری‌های مبهم منطقی استفاده نکرده ولی تحلیل‌هایی که در مورد ادراک، اندیشه، انتخاب و معنا ارایه می‌دهد، عمیقاً ظریف و پیچیده هستند.

بیشترین توجه کتاب بر عبارت گیرای «شبح در ماشین» رایل متمرکز است که به مدل دکارتیِ «ذهنی بدون کالبد که در بدنی فیزیکی محصور شده» اشاره دارد. رایل این مدل تفکر را یک «خطای مقوله‌ای» می‌داند؛ خطایی ناشی از این فرض که چون بدن یک شی مادی است، لغت «ذهن» نیز باید به یک شی اطلاق شود، منتهی این بار به یک شیء غیر مادی. به دلیل همین شک‌گرایی نسبت به ذهن بود که این کتاب به اشتباه مویدِ مکتب رفتارگرایی در روان‌شناسی تلقی شد. اما اعتراض رایل هم متوجه «شبح» و هم متوجه «ماشین» بود. او باور نداشت که علم ما را ملزم کرده تا انسان‌ها را به عنوان ماشین‌هایی ببینیم که کارهایشان به وسیله‌ي علل فیزیکی قابل توضیح است. او در این مورد نوشت: «با انکار مدل شبح در ماشین، انسان لزوماً به یک ماشین تنزل پیدا نمی‌کند».

سال‌های پایانی

رایل هرگز ازدواج نکرد و زندگی‌اش را با خواهر دو قلویش در روستایی در آکسفوردشر گذراند. او به عنوان یک معلم بردبار و مشوق، بسیار محبوب شاگردانش بود. یکی از آخرین درس گفتارهای او «متفکر چه کار می‌کند؟» نام داشت که تأملی در مورد مجسمه‌ی معروف مرد «متفکر» اگوست رودَن بود. او همیشه «تفکر» را - که یک عمر با آن زندگی کرده بود - امری پیچیده می‌دانست. در سال ۱۹۶۸ بازنشسته شد و هشت سال بعد فوت کرد.

 

Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating

دیدگاه خود را بنویسید